پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۵

کو دماغ جهد، تن در خاکساری داده را

ناتوانی سخت افشرده‌ست نبض جاده را

وصل نتواند خمار حسرت دلها شکست

کم نسازد می‌کشی خمیازه جام باده را

از زبان خامشی تقریر من غافل مباش

جوهرتیغ است این موج به جا استاده را

نیست ممکن رنگ را با بوی‌گل آمیختن

کم رسد گردکدورت دامن آزاده را

بی‌تکلف شعله جولان تمنای توایم

نقش پای ما به رنگ شمع سوزد جاده را

شوخی چشمت هم‌از مژگان توان دیدآشکار

گردن مینا بود رگهای تاک این باده را

سینه صافی می‌کند آیینه را دام مثال

از قبول نقش نبود چاره لوح ساده را

موج درگوهر زآشوب تپشها ایمن است

نیست تشویش دگر در بند دل افتاده را

زندگی نذر فناکن از تلاش سوده باش

حفظ تاکی مشت خاری سوختن آماده را

ساز ‌خسّت نیست بیدل بی‌درشتیهای طبع

کمتر افتد نرمی پستان زن نازاده را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵۷نیست با مژگانْ تعلق اشکِ وحشت‌پیشه را
  2. غزل شمارهٔ ۱۵۸بیاکه جام مروت دهیم حوصله را
  3. غزل شمارهٔ ۱۵۹از سپند ما که می‌یابد سراغ ناله را ؟
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۰کردم رقم به‌کلک نفس مد ناله را
  5. غزل شمارهٔ ۱۶۱ساختم قانعْ دلِ از عافیت بیگانه را
  6. غزل شمارهٔ ۱۶۲با بد ونیک است یک رنگ هوس آیینه را
  7. غزل شمارهٔ ۱۶۳نیست با حسنت مجال ‌گفتگو آیینه را
  8. غزل شمارهٔ ۱۶۴جلوهٔ او داد فرمان نگاه آیینه را
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.