پرش به محتوای اصلی
مجیرالدین بیلقانی مجیرالدین بیلقانی

رباعیات

شمارهٔ ۱۰۱

بی زلف تو شد چشم من از ابر خجل

وز چشم تو پای دل فرو رفت به گل

گویی که در آن زلف چه می بیند چشم؟

گویی که در آن چشم چه می یابد دل؟

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۰۳دی از می عشق مست برخاسته ام
  2. شمارهٔ ۱۰۴ای چرخ به زیر پای تو پست شدم
  3. شمارهٔ ۱۰۵گفتم که مگر داد بزرگی دادم؟
  4. شمارهٔ ۱۰۶گفتم که به مهر یار دل بسپردم
  5. شمارهٔ ۱۰۷گفتم ز دم سرد رهان یک بارم
  6. شمارهٔ ۱۰۸چون عود اگر چه تن بلاکش دارم
  7. شمارهٔ ۱۰۹از چشم خود ابر را خجل می دارم
  8. شمارهٔ ۱۱۰دل بر تو فشانم ار بسوزی جگرم
همه‌ی رباعیات ←

مجیرالدین بیلقانی درباره‌ی مجیرالدین بیلقانی

ابوالمکارم مجیرالدین مجیرالدین بَیلَقانی از مردم بَیلَقان (از توابع شروان و امروزه واقع در کشور آذربایجان) و از شاعران معروف و زباناور در قرن ششم هجری و از شاگردان خاقانی است که به زودی به پایهٔ استاد خود در سخن نزدیک شد و دست به معارضهٔ او زد و استاد را هجو کرد. لقب شاعری وی که ظاهراً مأخوذ از لقب یا اسم او بوده است...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.