پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

رباعیات

شمارهٔ ۲۴

زین مردم دل‌سیاه‌، رخ دارم زرد

بیدردی خلق دردم افزود به‌ درد

جز خوردن‌ خون‌ دگر چه‌ می‌ شاید کرد

خون‌ باید خورد و باز خون‌ باید خورد

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۲۶چشمت به سیه‌بختی من ایما کرد
  2. شمارهٔ ۲۷ای خواجه وثوق گاه غرق تو رسد
  3. شمارهٔ ۲۸ماه رمضان و روزه جانا طی شد
  4. شمارهٔ ۲۹ - وصف گلابیخشخاش و عسل بهم برآمیخته‌اند
  5. شمارهٔ ۳۰گر زیر فلک فکر من آزاد نبود
  6. شمارهٔ ۳۱ - این رباعی را از منفای خود «‌بجنورد» گفته استای مرکزیان گر گل و ریحان خواهید
  7. شمارهٔ ۳۲ - رباعیشد نیمی عمر در خرافات هدر
  8. شمارهٔ ۳۳گر مانده و ناتوان و گر خسته و زار
همه‌ی رباعیات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.