پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

رباعیات

شمارهٔ ۱۵ - در مدح پروفسور براون انگلیسی

ادوارد براون فاضل ایران‌دوست

کش فکر نکو،قول نکو، فعل نکوست

از مردم انگلیس بر مردم پارس

گر مرحمتی بود همین تنها اوست

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۷برخاست خروس صبح برخیز ای دوست
  2. شمارهٔ ۱۸ - در مرگ پدردر ماتمت ای‌ ملک‌، ملک خون بگریست
  3. شمارهٔ ۱۹این قلب که محزون‌تر از او پیدا نیست
  4. شمارهٔ ۲۰افسوس که صاحب نفسی پیدا نیست
  5. شمارهٔ ۲۱ - پس از ورود به خاک بجنوردچون خطه طوس را پس پشت بهشت
  6. شمارهٔ ۲۲ - تاریخ وفات مرحوم سید محمد طباطباییتا حجهٔ دین محمد از خاک برفت
  7. شمارهٔ ۲۳چون آینه نورخیز گشتی‌، احسنت
  8. شمارهٔ ۲۴زین مردم دل‌سیاه‌، رخ دارم زرد
همه‌ی رباعیات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.