پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

رباعیات

شمارهٔ ۱۴

خوش باش که گیتی نه برای من و توست

وین کار برون ز ماجرای من و توست

در خلقت عالم نبود مقصودی

قصدی هم اگر بود ورای من و توست

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۶ارباب که صنعت وجاهت فن اوست
  2. شمارهٔ ۱۷برخاست خروس صبح برخیز ای دوست
  3. شمارهٔ ۱۸ - در مرگ پدردر ماتمت ای‌ ملک‌، ملک خون بگریست
  4. شمارهٔ ۱۹این قلب که محزون‌تر از او پیدا نیست
  5. شمارهٔ ۲۰افسوس که صاحب نفسی پیدا نیست
  6. شمارهٔ ۲۱ - پس از ورود به خاک بجنوردچون خطه طوس را پس پشت بهشت
  7. شمارهٔ ۲۲ - تاریخ وفات مرحوم سید محمد طباطباییتا حجهٔ دین محمد از خاک برفت
  8. شمارهٔ ۲۳چون آینه نورخیز گشتی‌، احسنت
همه‌ی رباعیات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.