پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

رباعیات

شمارهٔ ۱۱ - این رباعی را در خواب گفته است

امروز نه کس ‌ز عشق آگه چو من است

کز شکّر عشقم‌ همه‌ شیرین ‌سخن‌ است

در هر مژهٔ من به ره خسرو عشق

نیروی هزار تیشهٔ کوهکن است

ادامه‌ی رباعیات

  1. شمارهٔ ۱۳من برگ گلم باغ شبستان من است
  2. شمارهٔ ۱۴خوش باش که گیتی نه برای من و توست
  3. شمارهٔ ۱۵ - در مدح پروفسور براون انگلیسیادوارد براون فاضل ایران‌دوست
  4. شمارهٔ ۱۶ارباب که صنعت وجاهت فن اوست
  5. شمارهٔ ۱۷برخاست خروس صبح برخیز ای دوست
  6. شمارهٔ ۱۸ - در مرگ پدردر ماتمت ای‌ ملک‌، ملک خون بگریست
  7. شمارهٔ ۱۹این قلب که محزون‌تر از او پیدا نیست
  8. شمارهٔ ۲۰افسوس که صاحب نفسی پیدا نیست
همه‌ی رباعیات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.