پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

کارنامهٔ زندان

بخش ۲۶ - خطاب به نزدیکان شاه

ای که نزد شه آبرو داری

ز چه دست از حیا برو داری

شرم داری ز شه که گویی راست

ای‌عجب‌شرمت از خدای کجاست‌؟‌!

چون مجال سخن ز شه جویی

سخن از دوستان خود گویی

از چه هنگام نفع خویشتنت

نیست قفل سکوت بر دهنت

دادی و می‌دهی تو صاف و صریح

نفع خود را به نفع شه‌ ترجیح

گر دلت خیر شاه دارد دوست

سخنی گو که خیر شاه در اوست

خیر شاه است در نکوکاری

نه درشتی و مردم‌آزاری

تو به هرجا که پنجه بند کنی

نالهٔ خلق را بلندکنی

تا فزایی ز بهر شاه سپاه

یا که افزون کنی خزینهٔ شاه

این نه عشق خزینه و سپه است

بلکه این دشمنی به پادشه است

هست بهر چه این زر و لشکر

جز که بهر سلامت کشور

مرد نالان و خستهٔ محتاج

چون کند کار و چون گزارد باج

هر تجارت که سود بیش آورد

دولت آن را به چنگ خویش آورد

هر متاعی که سخت رایج بود

یک به دَه بر خراج آن افزود

هر زراعت که داشت منفعتی

منحصر شد به دولت از جهتی

زارع و پیشه‌ور ز دست شدند

تاجران جمله ورشکست شدند

خلق کشور همه فقیر وگدا

همه نالان به پیشگاه خدا

کای خداوند قادر ذوالمن

ریشه ظلم را ز بیخ بکن

ادامه‌ی کارنامهٔ زندان

  1. بخش ۲۸ - داستان رفیق بی‌وجدانداشت مردی جوان رفیقی چند
  2. بخش ۲۹ - در اخلاق و نفوس زناناین جوان داشت خانمی مقبول
  3. بخش ۳۰ - دعوت شوهر زن را به کیش وجدانداشت اصرار شوهر نادان
  4. بخش ۳۱ - نیرنگ رفیق طرار در دیدن روی زن یاریار طرار از این به تنگ آمد
  5. بخش ۳۲ - درشتی کردن شوهر با زن خودگفت با زن که این اداهایت
  6. بخش ۳۳ - محشور شدن دو خانوادهاین کشاکش بسی نگشت دراز
  7. بخش ۳۴ - در مسافرت کردن شوهر و سپردن خانه و زن خود به‌دست رفیق بدگوهردیرگاهی بر این وَتیره گذشت
  8. بخش ۳۵ - حکمتپیش زن مدح دیگران مکنید
همه‌ی کارنامهٔ زندان ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.