پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

کارنامهٔ زندان

بخش ۳۱ - نیرنگ رفیق طرار در دیدن روی زن یار

یار طرار از این به تنگ آمد

تیر تدبیر او به سنگ آمد

لاجرم ساخت با زنی بدکار

گفت هرجا، زن منست این یار

رفت با زن به خانهٔ آن مرد

رخ زن پیش مرد یکسو کرد

گفت‌: خانم به همره مادر

رفته بودند مدتی به سفر

تازه باز آمدند با شادی

سپری گشت عهد ناشادی

هست آزاد و با تمیز این زن

در برم همچو جان عزیز این زن

می‌رود بی‌حجاب از خانه

رخ نپوشید ز مرد بیگانه

چون که آزاد وتربیت شده است

همه جا می‌رویم دست به دست

هست این زن شریک زندگیم

بنده‌اش مفتخر به بندگیم

وان زن بی‌عفاف و پر حیله

یک قر و صد هزار غربیله

گفته هر روز راز با مردی

خفته هر شب کنار نامردی

خاست بر پای و طاق طاق کنان

نزد بانو شتافت خنده‌زنان

روی هم را زمهر بوسیدند

راز گفتند و راز پرسیدند

پس بلایه گرفت دست گلین‌

کش ز پرواره آورد پایین

دست خود راکشید کدبانو

به ادب گفتن با زن جادو

که ببخشید چرک و شوخگنم

همچنین چرگن است پیرهنم

زن بدکار گفت وای این چیست

از تو پاکیزه‌تر به عالم نیست

کفتگوشان چو گشت طولانی

خاست بر پای مرد وجدانی

نرمک آواز کرد خاتون را

هر دو رفتند و شوی ماند بجا

ادامه‌ی کارنامهٔ زندان

  1. بخش ۳۳ - محشور شدن دو خانوادهاین کشاکش بسی نگشت دراز
  2. بخش ۳۴ - در مسافرت کردن شوهر و سپردن خانه و زن خود به‌دست رفیق بدگوهردیرگاهی بر این وَتیره گذشت
  3. بخش ۳۵ - حکمتپیش زن مدح دیگران مکنید
  4. بخش ۳۶ - جعل‌ نامه و گرفتار ساختن مرد بیگناهنامه‌ای ساخت پس به خط رفیق
  5. بخش ۳۷ - غزل در بیان مذهب نوخاستگانمرد باید که دل دژم نکند
  6. بخش ۳۸ - داستان مرد حکیمداشت همسایه‌ای به حبس مقیم
  7. بخش ۳۹ - داستان حبس مرد حکیمیار جست از حکیم زندانی
  8. بخش ۴۰ - حکایت مرغ پیر که به دام افتادخواندم ‌اندر حدیث « کنفوسیوس‌»
همه‌ی کارنامهٔ زندان ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.