پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

کارنامهٔ زندان

بخش ۳۰ - دعوت شوهر زن را به کیش وجدان

داشت اصرار شوهر نادان

که شود زن مطاوع وجدان

رخ نپوشد ز مرد بیگانه

خاصه زان نوجوان فرزانه

زن ازین گفته‌هاکسل می‌شد

قهر می کرد و تنگ‌دل می‌شد

به حذر بود ازآن طریقه شوی

و‌بژه از آن رفیق تازهٔ اوی

ساده‌دل هرچه بیش می‌کوشید

زن رخ از غیر بیش می‌پوشید

ادامه‌ی کارنامهٔ زندان

  1. بخش ۳۲ - درشتی کردن شوهر با زن خودگفت با زن که این اداهایت
  2. بخش ۳۳ - محشور شدن دو خانوادهاین کشاکش بسی نگشت دراز
  3. بخش ۳۴ - در مسافرت کردن شوهر و سپردن خانه و زن خود به‌دست رفیق بدگوهردیرگاهی بر این وَتیره گذشت
  4. بخش ۳۵ - حکمتپیش زن مدح دیگران مکنید
  5. بخش ۳۶ - جعل‌ نامه و گرفتار ساختن مرد بیگناهنامه‌ای ساخت پس به خط رفیق
  6. بخش ۳۷ - غزل در بیان مذهب نوخاستگانمرد باید که دل دژم نکند
  7. بخش ۳۸ - داستان مرد حکیمداشت همسایه‌ای به حبس مقیم
  8. بخش ۳۹ - داستان حبس مرد حکیمیار جست از حکیم زندانی
همه‌ی کارنامهٔ زندان ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.