پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

کارنامهٔ زندان

بخش ۲۹ - در اخلاق و نفوس زنان

این جوان داشت خانمی مقبول

بود خانم از این رویه ملول

چون که‌اعصاب زن دقیق‌تر است

حس پنهانیش رقیق‌تر است

بیند از پیش چیزهایی را

آفتی‌، رنجی‌، ابتلایی را

پیرو امن و حفظ آرامی است

خصم‌بی‌نظمی و بی‌اندامی است

هست بالطبع زن محافظه کار

می کند از اصول تازه فرار

هست اعصاب زن لطیف و رقیق

می گریزد ز بحث و ازتحقیق

حس نمایدکه در رحم فرزند

شود ازحفظ نظم نیرومند

خصم افکار تازه‌اند زنان

منکرکار تازه‌اند زنان

زن به هر چیز تازه بندد دل

لیک گردد ز فکر تازه کسل

ترسد این نازموده فکر نوین

نبود سودمند بهر جنین

حامی آزموده باشد زن

هست ناآزموده را دشمن

ادامه‌ی کارنامهٔ زندان

  1. بخش ۳۱ - نیرنگ رفیق طرار در دیدن روی زن یاریار طرار از این به تنگ آمد
  2. بخش ۳۲ - درشتی کردن شوهر با زن خودگفت با زن که این اداهایت
  3. بخش ۳۳ - محشور شدن دو خانوادهاین کشاکش بسی نگشت دراز
  4. بخش ۳۴ - در مسافرت کردن شوهر و سپردن خانه و زن خود به‌دست رفیق بدگوهردیرگاهی بر این وَتیره گذشت
  5. بخش ۳۵ - حکمتپیش زن مدح دیگران مکنید
  6. بخش ۳۶ - جعل‌ نامه و گرفتار ساختن مرد بیگناهنامه‌ای ساخت پس به خط رفیق
  7. بخش ۳۷ - غزل در بیان مذهب نوخاستگانمرد باید که دل دژم نکند
  8. بخش ۳۸ - داستان مرد حکیمداشت همسایه‌ای به حبس مقیم
همه‌ی کارنامهٔ زندان ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.