پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

کارنامهٔ زندان

بخش ۳۳ - محشور شدن دو خانواده

این کشاکش بسی نگشت دراز

که شدند آن چهار تن دمساز

دل این جنس خوبروی ظریف

هست مانند آبگینه لطیف

که به اندک فشار می‌شکند

پیش سختی مقاومت نکند

زن در اول چو موم سرد بود

دیر پذرای نقش مرد بود

دیرپذرای و خویشتن‌دار است

سخت‌کوش و محافظت‌کار است

لیک چون گرم گشت در کف مرد

غیر نرمی چه می‌تواند کرد

موم‌ چون گشت گرم‌ و نیمه گداخت

هرچه خواهی ازو توانی ساخت

ادامه‌ی کارنامهٔ زندان

  1. بخش ۳۵ - حکمتپیش زن مدح دیگران مکنید
  2. بخش ۳۶ - جعل‌ نامه و گرفتار ساختن مرد بیگناهنامه‌ای ساخت پس به خط رفیق
  3. بخش ۳۷ - غزل در بیان مذهب نوخاستگانمرد باید که دل دژم نکند
  4. بخش ۳۸ - داستان مرد حکیمداشت همسایه‌ای به حبس مقیم
  5. بخش ۳۹ - داستان حبس مرد حکیمیار جست از حکیم زندانی
  6. بخش ۴۰ - حکایت مرغ پیر که به دام افتادخواندم ‌اندر حدیث « کنفوسیوس‌»
  7. بخش ۴۱ - داستان مهندسی که گنج‌خانه ساختظالمی داشت زر برون ز حساب
  8. بخش ۴۲ - عاقبت کار وجدان‌فروش و رها شدن رفیق از بندچون ‌ز حبس ‌جوان ‌سه سال گذشت
همه‌ی کارنامهٔ زندان ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.