پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

کارنامهٔ زندان

بخش ۳۲ - درشتی کردن شوهر با زن خود

گفت با زن که این اداهایت

پیش اینها نمود رسوایت

بس که از خود ادا درآوردی

مر مرا نیز مفتضح کردی

مگر این زن ز جنس زن‌ها نیست

مگر او عضو انجمن‌ها نیست

بود او نیز خانمی خوشگل

چه از او کاست اندر این محفل‌؟

بهر آن زن که تربیت دارد

رو گرفتن چه خاصیت دارد؟

این رفیق من است نیکوکار

هست مردی شریف و وجدان‌دار

رفت رنجیده زین سرای بدر

همه تقصیر تست احمق خر!

زن بیچاره گریه را سر داد

رخ ز الماس اشگ زیور داد

آلت زن دو چشم گریانست

حجتش اشک و آه‌، برهانست

بر صناعات خمسهٔ منطق

صنعتی بر فزوده این مفلق

منطق اوست چشم گوهربار

لب خموش و دو دیده در گفتار

کیست آن کو سپر نیندازد؟

پیش برهانش حجت آغازد

شوهر از اشگ و آه آن مضطر

قهر کرد و ز خانه رفت بدر

ادامه‌ی کارنامهٔ زندان

  1. بخش ۳۴ - در مسافرت کردن شوهر و سپردن خانه و زن خود به‌دست رفیق بدگوهردیرگاهی بر این وَتیره گذشت
  2. بخش ۳۵ - حکمتپیش زن مدح دیگران مکنید
  3. بخش ۳۶ - جعل‌ نامه و گرفتار ساختن مرد بیگناهنامه‌ای ساخت پس به خط رفیق
  4. بخش ۳۷ - غزل در بیان مذهب نوخاستگانمرد باید که دل دژم نکند
  5. بخش ۳۸ - داستان مرد حکیمداشت همسایه‌ای به حبس مقیم
  6. بخش ۳۹ - داستان حبس مرد حکیمیار جست از حکیم زندانی
  7. بخش ۴۰ - حکایت مرغ پیر که به دام افتادخواندم ‌اندر حدیث « کنفوسیوس‌»
  8. بخش ۴۱ - داستان مهندسی که گنج‌خانه ساختظالمی داشت زر برون ز حساب
همه‌ی کارنامهٔ زندان ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.