پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

کارنامهٔ زندان

بخش ۴۲ - عاقبت کار وجدان‌فروش و رها شدن رفیق از بند

چون ‌ز حبس ‌جوان ‌سه سال گذشت

مدت حبس او ، به آخر گشت

تاخت بیرون ز حبس بیچاره

بی‌سرانجام و عور و آواره

خانه بر باد و زن طلاق و فقیر

بی‌نصیب از نقیر و از قطمیر

یکی از دوستان رسیدش پیش

مرد ازوجست‌حال‌همسرخوا

گفت دادی طلاق و شوی گرفت

چندگاهی ز خلق روی گرفت

رفت شویش شبی به مهمانی

شب سیه بود وسرد و بارانی

بستر خود به زیر طاقی برد

طاق بر وی فتاد و بیدین مرد

مَرد مُرد و ضعیفه​ی مسکین

گشت‌در «شهر نو» کرایه‌نشین

شد از این داستان دلش به ‌دو نیم

تاخت نزدیک دوستان قدیم

دید آن‌ جمله مردمی شده‌اند

صاحب‌خانه و زن و فرزند

همه فارغ ز رادع و زاجر

آن یکی کاسب آن یکی تاجر

چون رفیق قدیم را دیدند

چون گل نوشکفته خندیدند

رحم کردند بر ندامت او

شکرکردند بر سلامت او

جان و کالا و مسکنش دادند

به از اول یکی زنش دادند

ساختندش شریک در مکسب

کاسبی گشت صاحب منصب

پشت پا زد به خدمت دولت

کند دندان ز نعمت دولت

ادامه‌ی کارنامهٔ زندان

  1. بخش ۴۴ - آمدن سرمایه‌داری و رفتن دینتا که سرمایه یافت آزادی
  2. بخش ۴۵ - پنجمین ماه در زندانتیر و مرداد هم به بنده گذشت
  3. بخش ۴۶ - حبس شدن مدیر ناهید در اتاق بهارشب بدیدم در آن سرا تختی
  4. بخش ۴۷ - شمه‌ای از تاریخ خراسانگرچه‌زرتشت‌از خراسان خاست
  5. بخش ۴۸ - حکایت محمود غزنویشد چو محمود غزنوی سوی ری
  6. بخش ۴۹ - گفتار ششم عزیمت بهار به اصفهان و شرح آنماه مرداد چون به پایان شد
  7. بخش ۵۰ - داستان مسافرت به یزدهفته‌ای بود کاندر آن خانه
  8. بخش ۵۱ - قطعهلولیئی گفت با پسر، هشدار
همه‌ی کارنامهٔ زندان ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.