پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

کارنامهٔ زندان

بخش ۴۳ - ا ندرز

هرکه عرض کسان دهد بر باد

دهر عرضش به باد خواهد داد

فیلسوفی عظیم و دانشمند

می‌شنیدم که گفت با فرزند

بهتر است از برای مرد جوان

یک درم دین ز صد درم وجدان

دیو وجدان هزار سر دارد

هر سری نغمهٔ دگر دارد

چون که وجدان چنین بود یاران

وای بر حال مرد بی‌وجدان

که نه دین دارد و نه وجدان هم

نیست او کافر و مسلمان هم

ادامه‌ی کارنامهٔ زندان

  1. بخش ۴۵ - پنجمین ماه در زندانتیر و مرداد هم به بنده گذشت
  2. بخش ۴۶ - حبس شدن مدیر ناهید در اتاق بهارشب بدیدم در آن سرا تختی
  3. بخش ۴۷ - شمه‌ای از تاریخ خراسانگرچه‌زرتشت‌از خراسان خاست
  4. بخش ۴۸ - حکایت محمود غزنویشد چو محمود غزنوی سوی ری
  5. بخش ۴۹ - گفتار ششم عزیمت بهار به اصفهان و شرح آنماه مرداد چون به پایان شد
  6. بخش ۵۰ - داستان مسافرت به یزدهفته‌ای بود کاندر آن خانه
  7. بخش ۵۱ - قطعهلولیئی گفت با پسر، هشدار
  8. بخش ۵۲ - در شکایت از خالقچون که نومید بودم از تهران
همه‌ی کارنامهٔ زندان ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.