پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

کارنامهٔ زندان

بخش ۵۱ - قطعه

لولیئی گفت با پسر، هشدار

تا که خود را چو من سمر سازی

پسرا سعی کن که در هر فن

خویش را تالی پدر سازی

تن به ورزش سپار تا خود را

جلد و چالاک و نامور سازی

بر سر استوانه رقص کنی

وز بر ریسمان گذر سازی

خوبشتن را به قوت تعلیم

حکمفرمای شیرنر سازی

ببر ا همسر مرال کنی

شیر را جفت گوره ‌خر سازی

بنشانی به خرس بوزینه

خرس را خنگ راهبر سازی

سگ ز چنبر برون گذاری و باز

چنبر از ریسمان به ‌در سازی

خویشتن را به پشت پران اسب

به سر پای مستقر سازی

در فن مشت و شیوهٔ کشتی

خویش در دهر مشتهر سازی

یاکه‌خود را به‌چشم‌بندی‌و سحر

جالب دقت و نظر سازی

پنبه‌ای در دهان فکنده و زان

رشته‌هایی دراز برسازی

بیضه زیر کله نهی و از آن

جوجه‌ای نو دمیده برسازی

کش روی مهره را به طراری

حقه بی‌مهره جلوه گر سازی

یاکم از این که خویش را به جهان

مطربی جلد و باهنر سازی

هر زمان نغمهٔ دگر خوانی

هر زمان پردهٔ دگر سازی

الغرض باید ای پسر خود را

مورد حاجت بشر سازی

ورنه بگزارمت به مدرسه‌ای

کاندر آن سال‌ها مقر سازی

کنی آن علم مرده‌ریگ روان

وآن خرافات را ز بر سازی

تا شوی شاعر و نوبسنده

خویش را حبس و دربدر سازی

یا چو آخوندهای بی‌محضر

از غم و رنج ماحضر سازی

یا شوی در اداره مستخدم

خورش از پارهٔ جگر سازی

ادامه‌ی کارنامهٔ زندان

  1. بخش ۵۳ - سیل در اصفهاندر زمستان هوای اصفاهان
  2. بخش ۵۴ - آخر سالماه اسفند نیز شد گذری
  3. بخش ۵۵ - حکایت کسی که با پلنگ دوستی کرد و موشان را بیازردگرگ خوبی ز پردلان گروه
  4. بخش ۵۶ - گفتار هفتم در سیاست و شرط ریاستآنچه اکنون سیاستش خوانی
  5. بخش ۵۷ - حکایت در بخل و امساکچون به‌ شاهی‌ نشست‌ پور زبیر
  6. بخش ۵۸ - حکایت پیشوای سمرقنددر سمرقند پیشوایی بود
  7. بخش ۵۹ - حکایت جود و بخشش محمودبود محمود زابلستانی
  8. بخش ۶۰ - حکایت اشرف خرخود شنیدی حدیث اشرف خر
همه‌ی کارنامهٔ زندان ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.