پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

کارنامهٔ زندان

بخش ۲۵ - حبس شدن بهار بار دیگر

دشمن بنده بود «‌درک‌هی‌»

دل ز من کنده بود «‌درگاهی‌»

بهرمن تیغ کینه آخته بود

لیک نیکو مرا شناخته بود

زان به حبسم فزون‌تر از یک ماه

با همه دشمنی نداشت نگاه

هست بیگانه «‌آیرم‌» با من

نیست با من نه دوستی نی دشمن

مار بهتر ز دشمن خانه

دشمن خانه به ز بیگانه

دشمن خانه روز بدبختی

بنهد دشمنی و سرسختی

چون که آرد ز دوستی‌ها یاد

خواهد از دست‌، تیغ کینه نهاد

لیک بیگانه را خیال تو نیست

در پی شادی و ملال تو نیست

خاصه بیگانه‌ای که میر بود

در دلش کی غم اسیر بود

او چه داند به کس چه می‌گذرد

به اسیر قفس چه می‌‎گذرد

ادامه‌ی کارنامهٔ زندان

  1. بخش ۲۷ - گفتار پنجم در دین و آیین و صفت وجدانهان بهارا مکوب آهن سرد
  2. بخش ۲۸ - داستان رفیق بی‌وجدانداشت مردی جوان رفیقی چند
  3. بخش ۲۹ - در اخلاق و نفوس زناناین جوان داشت خانمی مقبول
  4. بخش ۳۰ - دعوت شوهر زن را به کیش وجدانداشت اصرار شوهر نادان
  5. بخش ۳۱ - نیرنگ رفیق طرار در دیدن روی زن یاریار طرار از این به تنگ آمد
  6. بخش ۳۲ - درشتی کردن شوهر با زن خودگفت با زن که این اداهایت
  7. بخش ۳۳ - محشور شدن دو خانوادهاین کشاکش بسی نگشت دراز
  8. بخش ۳۴ - در مسافرت کردن شوهر و سپردن خانه و زن خود به‌دست رفیق بدگوهردیرگاهی بر این وَتیره گذشت
همه‌ی کارنامهٔ زندان ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.