پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

ارمغان بهار

فقرۀ ۳۶

‌پیشگاه مرد دانا را گرامی دار و از وی سخن پرس و سخنش بشنو

بر مرد داننده خاموش باش

سخن‌ پرس‌ و دیگر همه گوش‌ باش

خردمند استاده در پیشگاه

نگر تا چه گوید به بیگاه و گاه

ادامه‌ی ارمغان بهار

  1. فقرۀ ۳۸کسی که او را شرم نیست ازش خواسته مگیر.
  2. فقرۀ ۳۹چشم آگاه را به هیچ چیز گرو منه‌.
  3. فقرۀ ۴۰نه به راست نه به دروغ سوگند مخور.
  4. فقرۀ ۴۱چون تو را کدخدایی کردن کام است‌، نخست هزینه (‌نفقه‌) به میان کن.
  5. فقرۀ ۴۲خویشتن را زن‌، خود بخواه‌.
  6. فقرۀ ۴۳اگرت خواسته بود، نخست آب ورز و زمین بیش بخر چه اگر برندهد هر آینه‌اش بن به میان باشد.
  7. فقرۀ ۴۴چند توانت بود مردم (را) به زبان میازار.
  8. فقرۀ ۴۵‌مرو بر کین و زیان مردمان‌.
همه‌ی ارمغان بهار ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.