پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

ارمغان بهار

فقرۀ ۴۱

چون تو را کدخدایی کردن کام است‌، نخست هزینه (‌نفقه‌) به میان کن.

چو برکتخدایی ببستی میان

نخستین هزینه بنه در میان

که گر بی‌هزینه بخواهی بیوک

دوشنبه بود سور وآدینه سوگ

ادامه‌ی ارمغان بهار

  1. فقرۀ ۴۳اگرت خواسته بود، نخست آب ورز و زمین بیش بخر چه اگر برندهد هر آینه‌اش بن به میان باشد.
  2. فقرۀ ۴۴چند توانت بود مردم (را) به زبان میازار.
  3. فقرۀ ۴۵‌مرو بر کین و زیان مردمان‌.
  4. فقرۀ ۴۶بخواسته چند که توان رادی کن‌.
  5. فقرۀ ۴۷بر هیچ کس فریفتاری (‌فریبندگی‌) مکن‌، که تو نیز بسیار دردمند نشوی.
  6. فقرۀ ۴۸‌پیشوا مرد، گرامی و مه (‌بزرگ) دار و سخنش بپذیر.
  7. فقرۀ ۴۹جز از خویشاوندان و دوستان هیچ وام مگیر.
  8. فقرۀ ۵۰شرم‌گین زن اگر با تو دوست بود ا‌وی را به زنی‌، بر زیرک‌مرد دانا ده‌، چه زیرک و دانامرد همانا چنانچون زمین نیکوست که تخم بر وی پراکنده و گونه گونه خوربار از وی برآید.
همه‌ی ارمغان بهار ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.