پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی ارمغان بهار

  1. فقرۀ ۴۴چند توانت بود مردم (را) به زبان میازار.
  2. فقرۀ ۴۵‌مرو بر کین و زیان مردمان‌.
  3. فقرۀ ۴۶بخواسته چند که توان رادی کن‌.
  4. فقرۀ ۴۷بر هیچ کس فریفتاری (‌فریبندگی‌) مکن‌، که تو نیز بسیار دردمند نشوی.
  5. فقرۀ ۴۸‌پیشوا مرد، گرامی و مه (‌بزرگ) دار و سخنش بپذیر.
  6. فقرۀ ۴۹جز از خویشاوندان و دوستان هیچ وام مگیر.
  7. فقرۀ ۵۰شرم‌گین زن اگر با تو دوست بود ا‌وی را به زنی‌، بر زیرک‌مرد دانا ده‌، چه زیرک و دانامرد همانا چنانچون زمین نیکوست که تخم بر وی پراکنده و گونه گونه خوربار از وی برآید.
  8. فقرۀ ۵۱، ۵۲آشکاره‌گوی باش (‌صریح اللهجه‌). به جز به اندیشه سخن مگوی.
همه‌ی ارمغان بهار ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.