پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

تا به گل هر لحظه بلبل را فغانی دیگراست

هر طرف از شهرت گل داستانی دیگر است

عشق بلبل جلوهٔ گل را نمایان کرد و بس

ورنه گل را درگلستان دوستانی دیگر است

بانگ عشاق وطن غالب زروی درد نیست

خلق را دربارهٔ ایشان گمانی دیگر است

خرقه و دراعه و داغ جبین حرفیست مفت

صاحبان روح عالی را نشانی دیگر است

گربه سبک مدعی رنگین نمی گویم سخن

رخ متاب از من که عاشق را زبانی دیگر است

از مصیبت‌ها منال ای دل که در زیر سپهر

هر مصیبت بهر دانا امتحانی دیگر است

گوش‌جان‌بگشای‌و بشنو زانکه‌اشعار «‌بهار»

صحبت کروبیان را ترجمانی دیگر است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱شب فراق تو گویی شبان پیوسته است
  2. شمارهٔ ۲۲نم باران ز بستان گرد رفته است
  3. شمارهٔ ۲۳تو اگر خامی و ما سوخته‌، توفیر بسی است
  4. شمارهٔ ۲۴شیرین‌لبی که آفت جان‌ها نگاه اوست
  5. شمارهٔ ۲۵غم‌مخور جانا در این‌عالم که عالم هیچ نیست
  6. شمارهٔ ۲۶قدرت شاهان ز تسلیم فقیران بیش نیست
  7. شمارهٔ ۲۷به کشوری که در آن ذره‌ای معارف نیست
  8. شمارهٔ ۲۸اصلاح آشیانه به دست من و تو نیست
همه‌ی غزلیات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.