پرش به محتوای اصلی
ملک‌الشعرا بهار ملک‌الشعرا بهار

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

قدرت شاهان ز تسلیم فقیران بیش نیست

قصر سلطان امن‌تر ازکلبهٔ درویش نیست‌

طاهر آن دامان کزو دست امیدی دور نه

قادر آن سلطان کزو قلب فقیری ریش نیست

گر ز خون من نگین شاه رنگین می‌شود

گو بریز این خون که مقدار نگینی بیش نیست

برکس ای قاضی به خون من منه بهتان ازآنک

قاتل من در جهان جز عشق کافرکیش نیست

ای صبا با خسرو خوبان بگو درد فراق

بر دل‌ من کمتر از این‌حبس‌و این‌تشویش نیست

گر دلت با من نباشد قصرتجریش است بند

ور دلت با من بود زندان کم از تجریش نیست

در صفوف واپسین جا داد یارم ورنه کس

زین رقیبان درصف عشق وی ازمن پیش نیست

دل به اقبال جهان ای صاحب‌دولت مبند

کاین جهان در اختیار عقل دوراندیش نیست

نعمت او بی‌تغیر، امن او بی‌انقلاب

راحت او بی‌تزاحم‌، نوش او بی‌نیش نیست

تجربت کردم رهی سوی سرای عافیت

راست‌تر زین‌ ره که من بگرفته‌ام در پیش‌ نیست

من نی‌ام مسعود و بواحمد ولی زندان من

کمتر از زندان نای و قلعهٔ مندیش نیست

گر توئی انسان «‌بهار» اندوه نوع خویش دار

ورنه‌حیوان‌هم نیابی کاو به فکر خویش نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸اصلاح آشیانه به دست من و تو نیست
  2. شمارهٔ ۲۹شاهدی کز پی او دیدهٔ گریانی نیست
  3. شمارهٔ ۳۰در پایش اوفتادم و اصلا ثمر نداشت
  4. شمارهٔ ۳۱در مَسیلِ مَسکَنَت خُفتیم و چندی برگذشت
  5. شمارهٔ ۳۲گفتمش‌هنگام‌وصل است ای بت‌فرخار، گفت‌:
  6. شمارهٔ ۳۳از دوست بریدیم به صد رنج و ندامت
  7. شمارهٔ ۳۴شمعیم و دلی مشعله‌افروز و دگر هیچ
  8. شمارهٔ ۳۵خیزید و به پای خم مستانه سر اندازید
همه‌ی غزلیات ←

ملک‌الشعرا بهار درباره‌ی ملک‌الشعرا بهار

محمدتقی بهار ملقب به ملک‌الشعراء بهار، شاعر، ادیب، سیاستمدار و روزنامه‌نگار ایرانی است. او در سال ۱۲۶۳ هجری شمسی در مشهد متولد شد. مقدمات و ادبیات فارسی را نزد پدر خود ملک‌الشعراء صبوری آموخت و برای تکمیل معلومات عربی و فارسی به محضر «ادیب نیشابوری» رفت. بعد از فوت پدر، ملک‌الشعرای دربار مظفرالدین‌شاه شد. او شش دوره نم...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.