پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

پندنامه

بخش ۲۸ - در بیان آنکه حقیر داشتن نباید

چار چیز آمد بزرگ و معتبر

می‌نماید خُرد لیکن در نظر

زان، یکی خصم‌ست و دیگر آتش است

باز بیماری کزو دل ناخوش است

چارمین دانش که آراید تو را

این همه تا خرد ننماید تو را

هرکه در چشمش عدو باشد حقیر

از بلای او کند روزی نفیر

ذره‌ای آتش چو شد افروخته

بینی از وی عالمی را سوخته

علم اگر اندک بود خوارش مدار

زانکه دارد علم قدری بی‌شمار

رنج اندک را بکن غم‌خوارگی

ورنه بینی عجز در بیچارگی

دردسر را گر نجوید کس علاج

خوف آن باشد که بد گردد مزاج

باش از قول مخالف بر حذر

پیش از آن کز پا درآیی ای پسر

آتش اندک توان کشتن به آب

وای آن ساعت که گیرد التهاب

ادامه‌ی پندنامه

  1. بخش ۳۰ - در چار چیز که کم بقا داردچار چیز ای خواجه کم دارد بقا
  2. بخش ۳۱ - در بیان چار چیز که از چار چیز دیگر تمام باشدچار چیز از چار دیگر شد تمام
  3. بخش ۳۲ - در بیان چار چیز که بازگردانیدن آن ها محالستچارچیز است آن که بعد از رفتنش
  4. بخش ۳۳ - در صفت چار چیز که از چار چیز دیگر می‌‬آیدحاصل آید چار چیز از چار چیز
  5. بخش ۳۴ - در بیان حاصل شدن چار چیز از چار چیزچار چیزت بَر دهد از چار چیز
  6. بخش ۳۵ - در بیان چار چیز که آدمی را شکست آردآدمی را چار چیز آرد شکست
  7. بخش ۳۶ - در بیان چار چیز که از خطاهاستچارچیز است از خطاها ای پسر
  8. بخش ۳۷ - در بیان چار چیز که از عطاهای خداستچارچیز است از عطاهای کریم
همه‌ی پندنامه ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.