پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

پندنامه

بخش ۳۵ - در بیان چار چیز که آدمی را شکست آرد

آدمی را چار چیز آرد شکست

با تو گویم گوش دار ای حق‌پرست

دشمن بسیار و وام بی‌شمار

شغل بی‌حد و عیال بی‌ قطار

وای مسکین که غرق وام شد!

هر دمی از غصه خون‌آشام شد

هر که‌را بسیار باشد دشمنش

خیره گردد هر دو چشم روشنش

هر که‌را اشغال بسیارش بود

در زمانه زاریِ کارش بود

ادامه‌ی پندنامه

  1. بخش ۳۷ - در بیان چار چیز که از عطاهای خداستچارچیز است از عطاهای کریم
  2. بخش ۳۸ - در بیان چارچیز که عمر را زیاد کندمی‌فزاید عمر مرد از چارچیز
  3. بخش ۳۹ - در بیان پنج چیز که عمر از او بکاهدعمر مردم را بکاهد پنج چیز
  4. بخش ۴۰ - در بیان پنج چیز که آبروی را بریزددور شو از پنج خصلت ای پسر
  5. بخش ۴۱ - در بیان پنج چیز که آب روی از آن می‌‬افزایدمی‌فزاید آب روی از پنج چیز
  6. بخش ۴۲ - نصایحشد دو خصلت مرد ابله را نشان
  7. بخش ۴۳ - در بیان آن که از دو کس احتراز می‌‬باید کرداز دو کس پرهیز کن ای هوشیار
  8. بخش ۴۴ - در بیان آنکه خواری آوردچند خصلت آورَد خواری به روی
همه‌ی پندنامه ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.