پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش چهلم

بخش ۱۰ - الحكایة و التمثیل

گفت اندر پیش افلاطون کسی

کان فلانی حمد میگفتت بسی

در هنر بستود بسیاری ترا

تا فلک بنهاد مقداری ترا

زان سخن بگریست افلاطون بدرد

روی آورد از سر دردی بمرد

گفت میگریم که در دل مشکلیست

تا چه کردم کان پسند جاهلیست

هرچه باشد مرد نادان را پسند

مرد دانا را بود آن تخته بند

می ندانم تا پسند او چه بود

تا ازآن توبه کنم در حال زود

یک ستایش کان ز جاهل آیدم

صد عقوبت دان که حاصل آیدم

گر مرا اهل دلی تحسین کند

جملهٔ شعرم دل او دین کند

گر ستایش گوی من صد کس بود

ذوق یک صاحبدلم می بس بود

نی کیم من اهل دین را چند ازین

نفس تا کی داردم دربند ازین

ای دریغا هرچه گفتم هیچ بود

دیده کور و راه پیچاپیچ بود

گر دمی بودی سخن پذرفتنم

نیستی پروای چندین گفتنم

گر بحضرت ره گشادن دارمی

کی دل برهم نهادن دارمی

ادامه‌ی بخش چهلم

  1. بخش ۱۲ - الحكایة و التمثیلکاملی گفته‌ست میباید بسی
  2. بخش ۱۳ - الحكایة و التمثیلاین سخن نقلست از نوشین روان
  3. بخش ۱۴ - الحكایة و التمثیلبا پسر لقمان چنین گفت ای پسر
  4. بخش ۱۵ - الحكایة و التمثیلاز ارسطالیس پرسیدند راز
  5. بخش ۱۶ - الحكایة و التمثیلمصطفی گفته‌ست جمعی از ملک
  6. بخش ۱۷ - الحكایة و التمثیلخاشه روبی بود سرگردان راه
  7. بخش ۱۸ - الحكایة و التمثیلفاضل عالم فضیل آن ابر اشک
  8. بخش ۱۹ - الحكایة و التمثیلرهروی را چون درآمد وقت مرگ
همه‌ی بخش چهلم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.