پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش چهلم

بخش ۱۹ - الحكایة و التمثیل

رهروی را چون درآمد وقت مرگ

لرزهٔ افتاد بر وی همچو برگ

اشک میبارید همچون ابر زار

پس چو آتش دست میزد بیقرار

سایلی گفتش چرائی منقلب

در چنین وقتی چه باشی مضطرب

دل بخود باز آور و آرام گیر

جمع کن خود را بشولیده ممیر

گفت ممکن نیست آرامم بسی

زآنکه این دم میروم پیش کسی

کاین جهان و آن جهان و هست و نیست

کفر و اسلام و بد و نیکش یکیست

آنکسی را کاین همه یکسان بود

پیش او رفتن نه بس آسان بود

میروم پیش چنین کس بس رواست

گر بترسم ترس اینجا خود سزاست

میروم پیش چنین کس چون بود

گر هزاران دل بود پرخون بود

چند اندیشم که جان من بسوخت

وز تف جانم زفان من بسوخت

در نخواهد داد کس آواز را

تا که خواهد برد پی این راز را

شد ز بیم خاک سنگ و هنگ من

خاک خود نپذیردم از ننگ من

برد غفلت روزگارم چون کنم

برنیامد هیچ کارم چون کنم

برده در بازی دنیا روزگار

چون توانم رفت پیش کردگار

ادامه‌ی بخش چهلم

  1. بخش ۲۱ - الحكایة و التمثیلآن گدائی چون برست از نان و آب
  2. بخش ۲۲ - الحكایة و التمثیلدر مناجات آن بزرگ دین شبی
  3. بخش ۲۳ - الحكایة و التمثیلآن یکی اعرابئی از عشق مست
  4. بخش ۲۴ - الحكایة و التمثیلبوسعید مهنه با مردان راه
  5. بخش ۲۵ - الحكایة و التمثیلبود از آن اعرابئی بی توشهٔ
همه‌ی بخش چهلم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.