پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش چهلم

بخش ۱۸ - الحكایة و التمثیل

فاضل عالم فضیل آن ابر اشک

گفت از پیغامبرانم نیست رشک

زآنکه ایشان هم لحد هم رستخیز

پیش دارند و صراطی نیز تیز

جمله با کوتاه دستی و نیاز

کرده در نفسی زفان جان دراز

وز فرشته نیز رشکم هیچ نیست

زآنکه آنجا عشق و پیچاپیچ نیست

لیک ازآن کس رشکم آید جاودان

کو نخواهد زاد هرگز در جهان

باز گردد خوش هم از پشت پدر

تا شکم مادر نیارد بر زبر

کاشکی هرگز نزادی مادرم

تا نکردی کشته نفس کافرم

بکشدم نفسم که نفسم کشته باد

بکشدم در خون که در خون گشته باد

از توانگر بودن و درویشیم

هیچ خوشتر نیست از بی خویشیم

چون مرا از ترس این صد درس هست

هر کرا جانست جای ترس هست

ادامه‌ی بخش چهلم

  1. بخش ۲۰ - الحكایة و التمثیلکودکی میرفت و در ره میگریست
  2. بخش ۲۱ - الحكایة و التمثیلآن گدائی چون برست از نان و آب
  3. بخش ۲۲ - الحكایة و التمثیلدر مناجات آن بزرگ دین شبی
  4. بخش ۲۳ - الحكایة و التمثیلآن یکی اعرابئی از عشق مست
  5. بخش ۲۴ - الحكایة و التمثیلبوسعید مهنه با مردان راه
  6. بخش ۲۵ - الحكایة و التمثیلبود از آن اعرابئی بی توشهٔ
همه‌ی بخش چهلم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.