پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش چهلم

بخش ۱۳ - الحكایة و التمثیل

این سخن نقلست از نوشین روان

گفت اگر خواهی که رازت در جهان

دشمنت نشناسد از زشتی که اوست

تو به نیکوئی مگو در پیش دوست

گر درین پرده نگهداری نفس

هم نفس باشی و گرنه هیچکس

صبح اگر کشتی نفس را در دهان

کی رسیدی این بشولش در جهان

تا زفان سرخ دارد ساکنی

تو به سرسبزی نشسته ایمنی

چون زفان جنبان شود کام سیاه

برتو سر سبزی کند حالی تباه

هیچ عضوی بنده را روز شمار

مهر نکند جز دهن را کردگار

ادامه‌ی بخش چهلم

  1. بخش ۱۵ - الحكایة و التمثیلاز ارسطالیس پرسیدند راز
  2. بخش ۱۶ - الحكایة و التمثیلمصطفی گفته‌ست جمعی از ملک
  3. بخش ۱۷ - الحكایة و التمثیلخاشه روبی بود سرگردان راه
  4. بخش ۱۸ - الحكایة و التمثیلفاضل عالم فضیل آن ابر اشک
  5. بخش ۱۹ - الحكایة و التمثیلرهروی را چون درآمد وقت مرگ
  6. بخش ۲۰ - الحكایة و التمثیلکودکی میرفت و در ره میگریست
  7. بخش ۲۱ - الحكایة و التمثیلآن گدائی چون برست از نان و آب
  8. بخش ۲۲ - الحكایة و التمثیلدر مناجات آن بزرگ دین شبی
همه‌ی بخش چهلم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.