پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

بخش چهلم

بخش ۱۲ - الحكایة و التمثیل

کاملی گفته‌ست میباید بسی

علم و حکمت تا شود گویا کسی

لیک باید عقل بی حد و قیاس

تا شود خاموش یک حکمت شناس

دم مزن چون کن مکن مینشنوند

با که گوئی چون سخن مینشنوند

ور کسی میبشنود اسرار تو

مینشیند از حسد در کار تو

کوه با آن جمله سختی و وقار

هرچه گوئی باز گوید آشکار

روی در دیوار کن وانگه خموش

زانکه آن دیوار دارد نیز گوش

ور تودر دیوار خواهی گفت راز

هست دیوار لحد با آن بساز

ادامه‌ی بخش چهلم

  1. بخش ۱۴ - الحكایة و التمثیلبا پسر لقمان چنین گفت ای پسر
  2. بخش ۱۵ - الحكایة و التمثیلاز ارسطالیس پرسیدند راز
  3. بخش ۱۶ - الحكایة و التمثیلمصطفی گفته‌ست جمعی از ملک
  4. بخش ۱۷ - الحكایة و التمثیلخاشه روبی بود سرگردان راه
  5. بخش ۱۸ - الحكایة و التمثیلفاضل عالم فضیل آن ابر اشک
  6. بخش ۱۹ - الحكایة و التمثیلرهروی را چون درآمد وقت مرگ
  7. بخش ۲۰ - الحكایة و التمثیلکودکی میرفت و در ره میگریست
  8. بخش ۲۱ - الحكایة و التمثیلآن گدائی چون برست از نان و آب
همه‌ی بخش چهلم ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.