پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع

  1. شمارهٔ ۴۰شمع آمد و گفت: ماندهام بی سر و پا
  2. شمارهٔ ۴۱شمع آمد و گفت: کشتهام هر سحری
  3. شمارهٔ ۴۲شمع آمد و گفت: این کرا تاب بود
  4. شمارهٔ ۴۳شمع آمد و گفت: اگر لبم پُرخنده است
  5. شمارهٔ ۴۴شمع آمد و گفت: بیسرم باید مُرد
  6. شمارهٔ ۴۵شمع آمد و گفت: اگر میسر گردد
  7. شمارهٔ ۴۶شمع آمد و گفت: زود بیرون رفتم
  8. شمارهٔ ۴۷شمع آمد و گفت: جان غم کش دارم
همه‌ی باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.