پرش به محتوای اصلی

ادامه‌ی باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع

  1. شمارهٔ ۴۹شمع آمد و گفت: رختِ رفتن بستم
  2. شمارهٔ ۵۰شمع آمد و گفت: دل گرفت از خلقم
  3. شمارهٔ ۵۱شمع آمد و گفت: این سفر افتاد مرا
  4. شمارهٔ ۵۲شمع آمد و گفت: شهر پر خندهٔ ماست
  5. شمارهٔ ۵۳شمع آمد و گفت: دادِ من باید خواست
  6. شمارهٔ ۵۴شمع آمد وگفت: آمدهام شب پیمای
  7. شمارهٔ ۵۵شمع آمد و گفت: سوزِ من گر دانی
  8. شمارهٔ ۵۶شمع آمد و گفت: یارِ من خواهد بود
همه‌ی باب چهل و هشتم: در سخن گفتن به زبان شمع ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.