پرش به محتوای اصلی
عطار

عطار

باب چهل و چهارم: در قلندریات و خمریات

۷۷ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ ما رندان را حلقه به گوش آمده‌ایم
  2. شمارهٔ ۲ ما خرقهٔ رسم، از سر انداخته‌ایم
  3. شمارهٔ ۳ تا دل به غم عشق تو درخواهد بود
  4. شمارهٔ ۴ زانگه که مرا عشق تودرکار آورد
  5. شمارهٔ ۵ در عشق تو دین خویش نو خواهم کرد
  6. شمارهٔ ۶ سودای توام بیدل و دین میخواهد
  7. شمارهٔ ۷ آن رفت که گفتمی من از زهد سخن
  8. شمارهٔ ۸ معشوقه نه سر،‌نه سروری میخواهد
  9. شمارهٔ ۹ چون با سرو دستار نمیپردازم
  10. شمارهٔ ۱۰ در عشق بزرگیم به خردی بدهم
  11. شمارهٔ ۱۱ ترسابچهای که توبه بشکست مرا
  12. شمارهٔ ۱۲ نه در سرِ من سَرِسری بینی تو
  13. شمارهٔ ۱۳ تا در بُنهٔ خویش مقام است ترا
  14. شمارهٔ ۱۴ تا چند ز زاهد ریائی آخر
  15. شمارهٔ ۱۵ از بس که دلم بسوخت زین کاردرشت
  16. شمارهٔ ۱۶ زین دَرد که جز غصهٔ جان میندهد
  17. شمارهٔ ۱۷ گر زهد کنی سوز وگدازت ببرد
  18. شمارهٔ ۱۸ خواهی که ز خود به رایگان باز رهی
  19. شمارهٔ ۱۹ خون شد جگرم بیار جام ای ساقی
  20. شمارهٔ ۲۰ از تفِّ دلم می به صباح ای ساقی
  21. شمارهٔ ۲۱ شمع است و شراب و ماهتاب ای ساقی
  22. شمارهٔ ۲۲ همچون من و تو علی الیقین ای ساقی
  23. شمارهٔ ۲۳ دل گشت ز معصیت سیاه ای ساقی
  24. شمارهٔ ۲۴ هم سبزهٔ سرمست برُست ای ساقی
  25. شمارهٔ ۲۵ چون گل بشکفت در بهار ای ساقی
  26. شمارهٔ ۲۶ تاکی شوم از زمانه پست ای ساقی
  27. شمارهٔ ۲۷ سلطان، تو، به می دهندگی ای ساقی
  28. شمارهٔ ۲۸ تا کی گوئی ز چار و هفت ای ساقی
  29. شمارهٔ ۲۹ گل روی نمود از چمن ای ساقی
  30. شمارهٔ ۳۰ پر کن شکمی به اشتها ای ساقی
  31. شمارهٔ ۳۱ تا چند ازین بی خبران ای ساقی
  32. شمارهٔ ۳۲ هرگز نه جهانِ کهنه نو خواهد شد
  33. شمارهٔ ۳۳ برخاست دلم، چوباده در خم بنشست
  34. شمارهٔ ۳۴ وقت است که در بر آشنائی بزنیم
  35. شمارهٔ ۳۵ ترسم که چو پیش ازین کم از کم نرسیم
  36. شمارهٔ ۳۶ ای هم نفسان فعل اجل میدانید
  37. شمارهٔ ۳۷ خوش باش دلا که نیک وبد میبرسد
  38. شمارهٔ ۳۸ بر چهرهٔ گل شبنم نوروز خوشست
  39. شمارهٔ ۳۹ چون پرتو شمع بر شراب است امشب
  40. شمارهٔ ۴۰ چون گل بشکفت ساعتی برخیزیم
  41. شمارهٔ ۴۱ گر سبز خطی است، گوشهای خالی گیر
  42. شمارهٔ ۴۲ بر آب روان و سبزه ای شمع طراز
  43. شمارهٔ ۴۳ مهتاب به نور دامن شب بشکافت
  44. شمارهٔ ۴۴ چون عهده نمیکند کسی فردا را
  45. شمارهٔ ۴۵ ای دل چو درین راه خطرناک شوی
  46. شمارهٔ ۴۶ بر روی گل از ابر گلاب است هنوز
  47. شمارهٔ ۴۷ دل گرچه ز عمر پیش خوردی دارد
  48. شمارهٔ ۴۸ روزی که بود روز هلاک من و تو
  49. شمارهٔ ۴۹ ساقی به صبوحی می ناب اندر ده
  50. شمارهٔ ۵۰ مائیم به عقل ناصواب افتاده
  51. شمارهٔ ۵۱ خواهی که غم از دل تو یک دم بشود
  52. شمارهٔ ۵۲ گل جلوه همی کند به بستان ای دوست
  53. شمارهٔ ۵۳ بشکفت گل تازه به بستان ای دوست
  54. شمارهٔ ۵۴ آن لحظه که از اجل گریزان گردیم
  55. شمارهٔ ۵۵ جانا گل بین جامهٔ چاک آورده
  56. شمارهٔ ۵۶ چون صبح دمید ودامن شب شد چاک
  57. شمارهٔ ۵۷ صبح از پس کوه روی بنمود ای دوست
  58. شمارهٔ ۵۸ هر روز برآنم که کنم شب توبه
  59. شمارهٔ ۵۹ می خور که فلک بهر هلاک من و تو
  60. شمارهٔ ۶۰ زان آتشِ تر که خیمه برکِشت زنند

متن اشعار به نقل از گنجور.