پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

به کعبه رفتن رابعه

رابعه در راه کعبه هفت سال

گشت بر پهلو زهی تاج الرجال

چون به نزدیک حرم آمد به کام

گفت آخر یافتم حجی تمام

قصد کعبه کرد روز حج گزار

شد همی عذر زنانش آشکار

بازگشت از راه و گفت ای ذوالجلال

راه پیمودم به پهلو هفت سال

چون بدیدم روز بازاری چنین

اوفکندی در رهم خاری چنین

یا مرا در خانهٔ من ده قرار

یا نه اندر خانهٔ خویشم گذار

تا نباشد عاشقی چون رابعه

کی شناسد قدر صاحب واقعه

تا تو می‌گردی درین بحر فضول

موج برمی‌خیزد از رد و قبول

گه ز پیش کعبه بازت می‌دهند

گه درون دیر رازت می‌دهند

گر ازین گرداب سر بیرون کنی

هر نفس جمعیتی افزون کنی

ور درین گرداب مانی مبتلا

سر بسی گردد ترا چون آسیا

بوی جمعیت نیابی یک نفس

می‌بشولد وقت تو از یک مگس

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. حکایت مرد توبه شکنکرده بود آن مرد بسیاری گناه
  2. حکایت مرد بت پرستی که بت را خطاب میکرد و خدا خطابش را لبیک گفتیک شبی روح الامین در سدره بود
  3. حکایت صوفی و انگبین فروشصوفیی می‌رفت در بغداد زود
  4. حکایت موسی و قارونحق تعالی گفت قارون زار زار
  5. حکایت زاهدی خودپسند که از مرده‌ای احتراز جستچون بمرد آن مرد مفسد در گناه
  6. گفتهٔ عباسه دربارهٔ روز رستخیزگفت عباسه که روز رستخیز
  7. گم‌شدن شبلی از بغدادگم شد از بغداد شبلی چندگاه
  8. خصومت دو مرقع پوشدر خصومت آمدند و در جفا
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.