پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

حکایت موسی و قارون

حق تعالی گفت قارون زار زار

خواند ای موسی ترا هفتاد بار

تو ندادی هیچ باز او را جواب

گر بزاری یک رهم کردی خطاب

شاخ شرک از جان او برکندمی

خلعت دین در سرش افکندمی

کردی ای موسی به صد دردش هلاک

خاکسارش سر فرودادی به خاک

گر تو او را آفریده بودیی

در عذابش آرمیده بودیی

آنک بر بی‌رحمتان رحمت کند

اهل رحمت را ولی نعمت کند

هست دریاهای فضلش بی‌دریغ

در بر آن جرمها یک اشک میغ

هرک را باشد چنان بخشایشی

کی تغیر آرد از آلایشی

هرک او عیب گنه‌کاران کند

خویش را از خیل جباران کند

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. گفتهٔ عباسه دربارهٔ روز رستخیزگفت عباسه که روز رستخیز
  2. گم‌شدن شبلی از بغدادگم شد از بغداد شبلی چندگاه
  3. خصومت دو مرقع پوشدر خصومت آمدند و در جفا
  4. حکایت مفلسی که عاشق شاه مصر شدبود اندر مصر شاهی نامدار
  5. حکایت گور کنی که عمر دراز یافتیافت مردی گورکن عمری دراز
  6. گفتار عباسه دربارهٔ نفسیک شبی عباسه گفت ای حاضران
  7. گفتگوی سالک ژنده‌پوش با پادشاهژنده‌ای پوشید، می‌شد پیر راه
  8. حکایت دو روباه که شکار خسرو شدندآن دو روبه چون به هم هم‌بر شدند
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.