پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

حکایت گور کنی که عمر دراز یافت

یافت مردی گورکن عمری دراز

سایلی گفتش که چیزی گوی باز

تا چو عمری گور کندی در مغاک

چه عجایب دیده‌ای در زیر خاک

گفت این دیدم عجایب حسب حال

کین سگ نفسم همی هفتاد سال

گور کندن دید و یک ساعت نمرد

یک دمم فرمان یک طاعت نبرد

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. گفتگوی سالک ژنده‌پوش با پادشاهژنده‌ای پوشید، می‌شد پیر راه
  2. حکایت دو روباه که شکار خسرو شدندآن دو روبه چون به هم هم‌بر شدند
  3. حکایت غافلی که از ابلیس گله داشتغافلی شد پیش آن صاحب چله
  4. احوال مالک دینارمالک دینار را گفت آن عزیز
  5. پند دیوانه‌ای با خواجه‌ای ناسپاسخواجه‌ای می‌گفت در وقت نماز
  6. گفتار مردی پاک‌دینپاک دینی گفت مشتی حیله‌جوی
  7. حکایت نومریدی که زر از شیخ خود پنهان می‌داشتنو مریدی داشت اندک مایه زر
  8. نکته‌ای که شیخ بصره از رابعه پرسیدرفت شیخ بصره پیش رابعه
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.