پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

حکایت غافلی که از ابلیس گله داشت

غافلی شد پیش آن صاحب چله

کرد از ابلیس بسیاری گله

گفت ابلیسم زد از تلبیس راه

کرد دین بر من به طراری تباه

مرد گفتش ای جوانمرد عزیز

آمده بد پیش ازین ابلیس نیز

مشتکی بود از تو و آزرده بود

خاک از ظلم تو بر سر کرده بود

گفت دنیا جمله اقطاع منست

مرد من نیست آنک دنیا دشمنست

تو بگو او را که عزم راه کن

دست از دنیای من کوتاه کن

من به دینش می‌کنم آهنگ سخت

زانک در دنیای من زد چنگ سخت

هرک بیرون شد ز اقطاعم تمام

نیست با او هیچ کارم والسلام

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. پند دیوانه‌ای با خواجه‌ای ناسپاسخواجه‌ای می‌گفت در وقت نماز
  2. گفتار مردی پاک‌دینپاک دینی گفت مشتی حیله‌جوی
  3. حکایت نومریدی که زر از شیخ خود پنهان می‌داشتنو مریدی داشت اندک مایه زر
  4. نکته‌ای که شیخ بصره از رابعه پرسیدرفت شیخ بصره پیش رابعه
  5. عابدی که پس از سالها عبادت به نوای مرغی دل خوش کرده بودعابدی کز حق سعادت داشت او
  6. حکایت شهریاری که قصری زرنگار کردشهریاری کرد قصری زرنگار
  7. حکایت بازاریی که سرای زرنگار کردکرد آن بازاریی آشفته کار
  8. حکایت عنکبوت و خانهٔ اودیدهٔ آن عنکبوت بی‌قرار
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.