پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

نکته‌ای که شیخ بصره از رابعه پرسید

رفت شیخ بصره پیش رابعه

گفت ای در عشق صاحب واقعه

نکته‌ای کز هیچ کس نشنیده‌ای

بر کسی نه خوانده‌ای نه دیده‌ای

آن ترا از خویشتن روشن شده‌ست

آن بگو کز شوقْ جان من شده‌ست

رابعه گفتش که ای شیخ زمان

چند پاره رشته بودم ریسمان

بردم و بفروختم خوش شد دلم

دو درست سیم آمد حاصلم

هر دو نگرفتم به یک دست آن زمان

این درین دستم گرفتم آن در آن

زانک ترسیدم که چون شد سیم جفت

راهزن گردد‌، فرو نتوان گرفت

مرد دنیا جان و دل در خون نهد

صد هزاران دام دیگرگون نهد

تا به دست آرد جوی زر از حرام

چون به‌دست آرد بمیرد والسلام

وارث او را بود آن زر حلال

او بماند در غم و زور وبال

ای به زر سیمرغ را بفروخته

دل ز عشق زر چو شمع افروخته

چون درین ره می‌نگنجد موی در

نیست کس را گنج گنج و روی زر

گر قدم در ره نهی ای هم‌چو مور

از سر مویی بگیرندت به زور

چون سر مویی محابا روی نیست

هیچ کس را زهرهٔ این کوی نیست

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. حکایت شهریاری که قصری زرنگار کردشهریاری کرد قصری زرنگار
  2. حکایت بازاریی که سرای زرنگار کردکرد آن بازاریی آشفته کار
  3. حکایت عنکبوت و خانهٔ اودیدهٔ آن عنکبوت بی‌قرار
  4. حکایت مردی گران جان که در بیابان به درویشی رسیدبس سبک مردی گران جان می‌دوید
  5. سوگواری مردی که بی‌قرار و پند بیدلی به اوابلهی را میوهٔ دل مرده بود
  6. حکایت غافلی که عود می‌سوختعود می‌سوخت آن یکی غافل بسی
  7. حکایت دردمندی که از مرگ دوستش پیش شبلی گریه می‌کرددردمندی پیش شبلی می‌گریست
  8. حکایت تاجری که از فروختن کنیز خود پشیمان شدتاجری مالی و مِلکی چند داشت
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.