پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

سوگواری مردی که بی‌قرار و پند بیدلی به او

ابلهی را میوهٔ دل مرده بود

صبر و آرام و قرارش برده بود

از پس تابوت می‌شد سوگوار

بی‌قراری، وانگهی می‌گفت زار

کای جهان نادیدهٔ من چون شدی

هیچ نادیده جهان بیرون شدی

بی‌دلی چون آن شنید و کار دید

گفت صد باره جهان انگار دید

گر جهان با خویش خواهی برد تو

هم جهان نادیده خواهی مرد تو

تا که تو نظارهٔ عالم کنی

عمر شد کی درد را مرهم کنی

تا نپردازی تو از نفس خسیس

در نجاست گم شد این جان نفیس

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. حکایت دردمندی که از مرگ دوستش پیش شبلی گریه می‌کرددردمندی پیش شبلی می‌گریست
  2. حکایت تاجری که از فروختن کنیز خود پشیمان شدتاجری مالی و مِلکی چند داشت
  3. حکایت خسروی که سگ تازی خود را رها کردخسروی می‌رفت در دشت شکار
  4. حکایت حلاج که در دم مرگ روی خود را به خون خود سرخ کردچون شد آن حلاج بر دار آن زمان
  5. حکایت جنید که سر پسرش را بریدندمقتدای دین، جنید، آن بحر ژرف
  6. حکایت مرگ ققنسهست ققنس طرفه مرغی دلستان
  7. سوگواری پسری که در مرگ پدرپیش تابوت پدر می‌شد پسر
  8. گفتار نایبی در دم مرگنایبی را چون اجل آمد فراز
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.