پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

سوگواری پسری که در مرگ پدر

پیش تابوت پدر می‌شد پسر

اشک می‌بارید و می‌گفت ای پدر

این چنین روزی که جانم کرد ریش

هرگزم نامد به عمر خویش پیش

صوفیی گفت آنک او بودت پدر

هرگزش این روز هم نامد به سر

نیست کاری کان پسر را اوفتاد

کار بس مشکل پدر را اوفتاد

ای به دنیا بی سر و پای آمده

خاک بر سر باد پیمای آمده

گر به صدر مملکت خواهی نشست

هم نخواهی رفت جز بادی بدست

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. گفتگوی عیسی با خم آبخورد عیسی آبی از جویی خوش آب
  2. گفتگوی سقراط با شاگردش در دم مرگگفت چون سقراط در نزع اوفتاد
  3. راه‌بینی که از دست کسی شربت نمی‌خوردراه بینی بود بس عالی نفس
  4. حکایت چاکری که از دست شاه میوهٔ تلخی را با رغبت خوردپادشاهی بود نیکو شیوه‌ای
  5. گفتار مردی صوفی از روزگار خودصوفیی را گفت مردی نامدار
  6. حکایت پیرزنی که از شیخ مهنه دعای خوشدلی خواستگفت شیخ مهنه را آن پیرزن
  7. گفتار جنید دربارهٔ خوشدلیسایلی بنشست در پیش جنید
  8. حکایت خفاشی که به طلب خورشید پرواز می‌کردیک شبی خفاش گفت از هیچ باب
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.