پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

حکایت چاکری که از دست شاه میوهٔ تلخی را با رغبت خورد

پادشاهی بود نیکو شیوه‌ای

چاکری را داد روزی میوه‌ای

میوهٔ او خوش همی‌خورد آن غلام

گفتیی خوشتر نخورد او زان طعام

از خوشی کان چاکرش می‌خورد آن

پادشا را آرزو می‌کرد آن

گفت یک نیمه بمن ده‌ای غلام

زانک بس خوش می‌خوری این خوش طعام

داد شه را میوه و شه چون چشید

تلخ بود،ابرو از آن درهم کشید

گفت هرگز ای غلام این خود که کرد

وین چنین تلخی چنان شیرین که کرد

آن رهی با شاه گفت ای شهریار

چون ز دستت تحفه دیدم صد هزار

گر ز دستت تلخ آمد میوه‌ای

بازدادن را ندانم شیوه‌ای

چون ز دستت هر دمم گنجی رسد

کی به یک تلخی مرا رنجی رسد

چون شدم در زیر محنت پست تو

کی مرا تلخی کند از دست تو

گر ترا در راه او رنجست بس

تو یقین می‌دان کن آن گنج است بس

کار او بس پشت و روی افتاده است

چون کنی تو، چون چنین بنهاده است

پختگان چون سر به راه آورده‌اند

لقمهٔ بی خون دل کی خورده‌اند

تا که بر نان و نمک بنشسته‌اند

بی‌جگر نان تهی نشکسته‌اند

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. حکایت پیرزنی که از شیخ مهنه دعای خوشدلی خواستگفت شیخ مهنه را آن پیرزن
  2. گفتار جنید دربارهٔ خوشدلیسایلی بنشست در پیش جنید
  3. حکایت خفاشی که به طلب خورشید پرواز می‌کردیک شبی خفاش گفت از هیچ باب
  4. حکایت خسروی که به استقبالش شهر را آراسته بودند و او فقط به آرایش زندانیان توجه کردخسروی می‌شد به شهر خویش باز
  5. حکایت خواجه‌ای که بایزید و ترمذی را در خواب دیدخواجه‌ای کز تخمهٔ اکاف بود
  6. گفتار شیخ خرقان در دم آخردردم آخر که جان آمد به لب
  7. حکایت بنده‌ای که با خلعت شاه گرد راه از خود پاک کرد و بردارش کردندبنده‌ای را خلعتی بخشید شاه
  8. دو چیزی که پیر ترکستان دوست میداشتداد از خود پیر ترکستان خبر
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.