پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

راه‌بینی که از دست کسی شربت نمی‌خورد

راه بینی بود بس عالی نفس

هرگز او شربت نخورد از دست کس

سایلی گفت ای به حضرت نسبتت

چون به شربت نیست هرگز رغبتت

گفت مردی بینم استاده زبر

تا که شربت باز گیرد زودتر

با چنین مردی موکل بر سرم

زهر من باشد اگر شربت خورم

با موکل شربتم چون خوش بود

این نه جلابی بود کاتش بود

هرچ آنرا پای داری یک دمست

نیم جو ارزد اگر صد عالمست

ازپی یک ساعته وصلی که نیست

چون نهم بنیاد بر اصلی که نیست

گر تو هستی از مرادی سرفراز

از مراد یک نفس چندین مناز

ور شدت از نامرادی تیره حال

نامرادی چون دمی باشد منال

گر ترا رنجی رسد گر زاریی

آن ز عز تست نه از خواریی

آنچ آن بر انبیا رفت از بلا

هیچ کس ندهد نشان از کربلا

آنچ در صورت ترا رنجی نمود

در صفت بیننده را گنجی نمود

صد عنایت می‌رسد در هر دمیت

هست از احسان و برش عالمیت

می‌نیارد یاد از احسان او

برنداری اندکی رنج آن او

این کجا باشد نشان دوستی

تیره مغزا،پای تا سر پوستی

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. گفتار مردی صوفی از روزگار خودصوفیی را گفت مردی نامدار
  2. حکایت پیرزنی که از شیخ مهنه دعای خوشدلی خواستگفت شیخ مهنه را آن پیرزن
  3. گفتار جنید دربارهٔ خوشدلیسایلی بنشست در پیش جنید
  4. حکایت خفاشی که به طلب خورشید پرواز می‌کردیک شبی خفاش گفت از هیچ باب
  5. حکایت خسروی که به استقبالش شهر را آراسته بودند و او فقط به آرایش زندانیان توجه کردخسروی می‌شد به شهر خویش باز
  6. حکایت خواجه‌ای که بایزید و ترمذی را در خواب دیدخواجه‌ای کز تخمهٔ اکاف بود
  7. گفتار شیخ خرقان در دم آخردردم آخر که جان آمد به لب
  8. حکایت بنده‌ای که با خلعت شاه گرد راه از خود پاک کرد و بردارش کردندبنده‌ای را خلعتی بخشید شاه
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.