پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

دو چیزی که پیر ترکستان دوست میداشت

داد از خود پیر ترکستان خبر

گفت من دو چیزدارم دوست تر

آن یکی اسبست ابلق گام زن

وین دگر یک نیست جز فرزند من

گر خبر یابم به مرگ این پسر

اسب می‌بخشم به شکر این خبر

زانک می‌بینم که هستند این دو چیز

چون دو بت در دیدهٔ جان عزیز

تا نسوزی و نسازی همچو شمع

دم مزن از پاک بازی پیش جمع

هرک او در پاک بازی دم زند

کار خود تا بنگرد بر هم زند

پاک بازی کو به شهوت نان خورد

هم در آن ساعت قفای آن خورد

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. حکایت ذالنون که چهل مرقع پوش را که جان داده بودند دیدگفت ذو النون می‌شدم در بادیه
  2. دولتی که سحرهٔ فرعون یافتندمی‌ندانم هیچ‌کس در کون یافت
  3. حکایت پیرزنی که به ده کلاوه ریسمان خریدار یوسف شدگفت یوسف را چو می‌بفروختند
  4. گفتگوی مردی درویش با ابراهیم ادهم دربارهٔ فقرآن یکی دایم ز بی‌خویشی خویش
  5. گفتگوی شیخ غوری با سنجرشیخ غوری، آن به کلی گشته کل
  6. سخن دیوانه‌ای دربارهٔ عالمنیم شب دیوانه‌ای خوش می‌گریست
  7. حکایت احمد حنبل که پیش بشر حافی می‌رفتاحمد حنبل امام عصر بود
  8. حکایت پادشاه هندوان که اسیر محمود گشت و مسلمان شدهندوان را پادشاهی بود پیر
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.