پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

گفتگوی مردی درویش با ابراهیم ادهم دربارهٔ فقر

آن یکی دایم ز بی‌خویشی خویش

ناله می‌کردی ز درویشی خویش

گفتش ابرهیم ادهم ای پسر

فقر تو ارزان خریدستی مگر

مرد گفتش کاین سخن ناید به کار

کس خرد درویشی آنگه شرم‌دار

گفت من باری به جان بگزیده‌ام

پس به ملک عالمش بخریده‌ام

می‌خرم یک دم به صد عالم هنوز

زانک به می‌ارزدم هر دم هنوز

چون به ارزم یافتم من این متاع

پادشاهی را به کل کردم وداع

لاجرم من قدر می‌دانم، تو نه

شکر آن برخویش می‌خوانم، تو نه

اهل همت جان و دل درباختند

سالها با سوختن در ساختند

مرغ همتشان به حضرت شد قرین

هم ز دنیا در گذشت و هم ز دین

گر تو مرد این چنین همت نه‌ای

دور شو کاهل، ولی نعمت نه‌ای

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. سخن دیوانه‌ای دربارهٔ عالمنیم شب دیوانه‌ای خوش می‌گریست
  2. حکایت احمد حنبل که پیش بشر حافی می‌رفتاحمد حنبل امام عصر بود
  3. حکایت پادشاه هندوان که اسیر محمود گشت و مسلمان شدهندوان را پادشاهی بود پیر
  4. حکایت مردی غازی و مردی کافر که مهلت نماز به یکدیگر دادندغازیی از کافری بس سرفراز
  5. حکایت یوسف و ده برادرش که در قحطی به چاره جویی پیش او آمدند و گفتگوی آنهاده برادر قحطشان کرده نفور
  6. حکایت غلامان عمید خراسان و دیوانهٔ ژنده‌پوشدر خراسان بود دولت بر مزید
  7. حکایت دیوانه‌ای که از سرما به ویرانه‌ای پناه برد و خشتی بر سرش خوردگفت آن دیوانهٔ تن برهنه
  8. حکایت مردی که خری به عاریت گرفت و آنرا گرگ دریدبود در کاریز بی‌سرمایه‌ای
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.