پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

گفتار نایبی در دم مرگ

نایبی را چون اجل آمد فراز

زو یکی پرسید کای در عین راز

حال تو چونست وقت پیچ پیچ

گفت حالم می‌بنتوان گفت هیچ

بار پیمودم همه عمرتمام

عاقبت با خاک رفتم والسلام

نیست درمان مرگ را جز مرگ بوی

ریختن دارد بزاری برگ و روی

ما همه از بهر مردن زاده‌ایم

جان نخواهد ماند و دل بنهاده‌ایم

آنک عالم داشت در زیر نگین

این زمان شد توتیا زیرزمین

وانک در چرخ فلک خون ریز بود

گشت در خاک لحد ناچیز زود

جملهٔ زیرزمین پرخفته‌اند

بلک خفته این هم آشفته‌اند

مرگ بنگر تا چه راهی مشکل است

کاندرین ره گورش اول منزل است

گر بود از تلخی مرگت خبر

جان شیرینت شود زیر و زبر

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. گفتگوی سقراط با شاگردش در دم مرگگفت چون سقراط در نزع اوفتاد
  2. راه‌بینی که از دست کسی شربت نمی‌خوردراه بینی بود بس عالی نفس
  3. حکایت چاکری که از دست شاه میوهٔ تلخی را با رغبت خوردپادشاهی بود نیکو شیوه‌ای
  4. گفتار مردی صوفی از روزگار خودصوفیی را گفت مردی نامدار
  5. حکایت پیرزنی که از شیخ مهنه دعای خوشدلی خواستگفت شیخ مهنه را آن پیرزن
  6. گفتار جنید دربارهٔ خوشدلیسایلی بنشست در پیش جنید
  7. حکایت خفاشی که به طلب خورشید پرواز می‌کردیک شبی خفاش گفت از هیچ باب
  8. حکایت خسروی که به استقبالش شهر را آراسته بودند و او فقط به آرایش زندانیان توجه کردخسروی می‌شد به شهر خویش باز
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.