پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

حکایت شهریاری که قصری زرنگار کرد

شهریاری کرد قصری زرنگار

خرج شد دینار بر وی صد هزار

چون شد آن قصر بهشت آسا تمام

پس گرفت از فرش آرایش نظام

هر کسی می‌آمدند از هر دیار

پیش خدمت با طبقهای نثار

شه حکیمان و ندیمان را بخواند

پیش خویش آورد و بر کرسی نشاند

گفت این قصر مرا در هیچ‌حال

هیچ باقی هست از حسن و کمال

هر کسی گفتند در روی زمین

هیچ کس نه دید و نه بیند چنین

زاهدی برجست، گفت ای نیک بخت

رخنه‌ای ماندست و آن عیب است سخت

گر نبودی قصر را آن رخنه عیب

تحفه دادی قصر فردوسش ز غیب

شاه گفتا من ندیدم رخنه‌ای

هم برانگیزی تو جاهل فتنه‌ای

زاهدش گفت ای به شاهی سرفراز

رخنه‌ای هست آن ز عزرائیل باز

بوک آن رخنه توانی کرد سخت

ورنه چه قصر تو و چه تاج و تخت

گرچه این قصرست خرم چون بهشت

مرگ بر چشم تو خواهد کرد زشت

هیچ باقی نیست، هست اینجای زیست

لیک باقی نیست، این را حیله چیست

از سرای و قصر خود چندین مناز

رخش کبر و سرکشی چندین متاز

گر کسی از خواجگی و جای تو

با تو عیب تو بگوید وای تو

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. حکایت عنکبوت و خانهٔ اودیدهٔ آن عنکبوت بی‌قرار
  2. حکایت مردی گران جان که در بیابان به درویشی رسیدبس سبک مردی گران جان می‌دوید
  3. سوگواری مردی که بی‌قرار و پند بیدلی به اوابلهی را میوهٔ دل مرده بود
  4. حکایت غافلی که عود می‌سوختعود می‌سوخت آن یکی غافل بسی
  5. حکایت دردمندی که از مرگ دوستش پیش شبلی گریه می‌کرددردمندی پیش شبلی می‌گریست
  6. حکایت تاجری که از فروختن کنیز خود پشیمان شدتاجری مالی و مِلکی چند داشت
  7. حکایت خسروی که سگ تازی خود را رها کردخسروی می‌رفت در دشت شکار
  8. حکایت حلاج که در دم مرگ روی خود را به خون خود سرخ کردچون شد آن حلاج بر دار آن زمان
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.