پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

حکایت نومریدی که زر از شیخ خود پنهان می‌داشت

نو مریدی داشت اندک مایه زر

کرد زر پنهان ز شیخ خود مگر

شیخ می‌دانست، چیزی می‌نگفت

همچنان می‌داشت او زر در نهفت

آن مرید راه و پیر راهبر

هر دو می‌رفتند با هم در سفر

وادییشان پیش آمد بس سیاه

واشکارا شد در آن وادی دو راه

مرد می‌پرسید زانکش بود زر

مرد را رسوا کند بس زود زر

شیخ راگفتا چو شد پیدا دو راه

در کدامین ره رویم این جایگاه

گفت معلومت بیفکن کان خطاست

پس به هر راهی که خواهی شد رواست

گر کسی را جفت گیرد سیم او

دیو بگریزد به تگ از بیم او

در حساب یک جو از زر حرام

موی بشکافد به طراری مدام

باز در دین چون خر لنگ آید او

دست زیر سنگ بی‌سنگ آید او

چون به طراری رسد، سلطان بود

چون بدین داری رسد، حیران بود

هرک را زر راه زد، گم ره بماند

پای بسته در درون چه بماند

یوسفی، پرهیز کن زین چاه ژرف

دم مزن کین چاه دم دارد شگرف

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. عابدی که پس از سالها عبادت به نوای مرغی دل خوش کرده بودعابدی کز حق سعادت داشت او
  2. حکایت شهریاری که قصری زرنگار کردشهریاری کرد قصری زرنگار
  3. حکایت بازاریی که سرای زرنگار کردکرد آن بازاریی آشفته کار
  4. حکایت عنکبوت و خانهٔ اودیدهٔ آن عنکبوت بی‌قرار
  5. حکایت مردی گران جان که در بیابان به درویشی رسیدبس سبک مردی گران جان می‌دوید
  6. سوگواری مردی که بی‌قرار و پند بیدلی به اوابلهی را میوهٔ دل مرده بود
  7. حکایت غافلی که عود می‌سوختعود می‌سوخت آن یکی غافل بسی
  8. حکایت دردمندی که از مرگ دوستش پیش شبلی گریه می‌کرددردمندی پیش شبلی می‌گریست
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.