پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

پند دیوانه‌ای با خواجه‌ای ناسپاس

خواجه‌ای می‌گفت در وقت نماز

کای خدا رحمت کن و کارم بساز

آن سخن دیوانه‌ای بشنید ازو

گفت رحمت می‌بپوشی زود ازو

تو ز ناز خود نگنجی در جهان

می‌خرامی از تکبر هر زمان

منظری سر بر فلک افراشته

چار دیوارش به زر بنگاشته

ده غلام و ده کنیزک کرده راست

رحمت اینجا کی بود بر پرده راست

خود تو بنگر تا تو با این جمله کار

جای رحمت داری آخر شرم دار

گر چو من یک گرده قسمت داریی

آنگهی تو جای رحمت داریی

تا نگردانی ز ملک و مال روی

یک نفس ننمایدت این حال روی

روی این ساعت بگردان از همه

تا شوی فارغ چو مردان از همه

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. حکایت نومریدی که زر از شیخ خود پنهان می‌داشتنو مریدی داشت اندک مایه زر
  2. نکته‌ای که شیخ بصره از رابعه پرسیدرفت شیخ بصره پیش رابعه
  3. عابدی که پس از سالها عبادت به نوای مرغی دل خوش کرده بودعابدی کز حق سعادت داشت او
  4. حکایت شهریاری که قصری زرنگار کردشهریاری کرد قصری زرنگار
  5. حکایت بازاریی که سرای زرنگار کردکرد آن بازاریی آشفته کار
  6. حکایت عنکبوت و خانهٔ اودیدهٔ آن عنکبوت بی‌قرار
  7. حکایت مردی گران جان که در بیابان به درویشی رسیدبس سبک مردی گران جان می‌دوید
  8. سوگواری مردی که بی‌قرار و پند بیدلی به اوابلهی را میوهٔ دل مرده بود
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.