پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

حکایت دو روباه که شکار خسرو شدند

آن دو روبه چون به هم هم‌بر شدند

پس به عشرت جفت یک دیگر شدند

خسروی در دشت شد با یوز و باز

آن دو روبه را ز هم افکند باز

ماده می‌پرسد ز نر، کی رخنه‌جوی

ما کجا با هم رسیم، آخر بگوی

گفت اگر ما را بود از عمر بهر

بر دکان پوستین دوزان شهر

دیگری گفتش که ابلیس از غرور

راه بر من می‌زند وقت حضور

من چو با او برنمی‌آیم به زور

در دلم از غبن آن افتاد شور

چون کنم کز وی نجاتی باشدم

وز می معنی حیاتی باشدم

گفت تا پیش توست این نفس سگ

از برت ابلیس نگریزد به تگ

عشوهٔ ابلیس از تلبیس تست

در تو یک یک آرزو ابلیس تست

گر کنی یک آرزوی خود تمام

در تو صد ابلیس زاید والسلام

گلخن دنیا که زندان آمدست

سر به سر اقطاع شیطان آمدست

دست از اقطاع او کوتاه دار

تا نباشد هیچ کس را با تو کار

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. احوال مالک دینارمالک دینار را گفت آن عزیز
  2. پند دیوانه‌ای با خواجه‌ای ناسپاسخواجه‌ای می‌گفت در وقت نماز
  3. گفتار مردی پاک‌دینپاک دینی گفت مشتی حیله‌جوی
  4. حکایت نومریدی که زر از شیخ خود پنهان می‌داشتنو مریدی داشت اندک مایه زر
  5. نکته‌ای که شیخ بصره از رابعه پرسیدرفت شیخ بصره پیش رابعه
  6. عابدی که پس از سالها عبادت به نوای مرغی دل خوش کرده بودعابدی کز حق سعادت داشت او
  7. حکایت شهریاری که قصری زرنگار کردشهریاری کرد قصری زرنگار
  8. حکایت بازاریی که سرای زرنگار کردکرد آن بازاریی آشفته کار
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.