پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

گم‌شدن شبلی از بغداد

گم شد از بغداد شبلی چندگاه

کس بسوی او کجا می‌برد راه

باز جستندش به هر موضع بسی

در مخنث خانه‌ای دیدش کسی

در میان آن گروهی بی‌ادب

چشم‌تر بنشسته بود و خشک لب

سایلی گفت ای برنگ راز جوی

این چه جای تست آخر بازگوی

گفت این قومند چون تردامنی

در ره دنیا نه مرد و نه زنی

من چو ایشانم، ولی در راه دین

نه زنی در دین نه مردی چند ازین

گم شدم در ناجوانمردی خویش

شرم می‌دارم من از مردی خویش

هرک جان خویش را آگاه کرد

ریش خود دستارخوان راه کرد

همچو مردان دل خرد کرد اختیار

کرد بر استادگان عزت نثار

گر تو بیش آیی ز مویی در نظر

خویشتن را از بتی باشی بتر

مدح و ذمت گر تفاوت می‌کند

بتگری باشی که او بت می‌کند

گر تو حق را بنده ای، بت‌گر مباش

ور تو مرد ایزدی، آزر مباش

نیست ممکن در میان خاص و عام

از مقام بندگی برتر مقام

بندگی کن بیش از این دعوی مجوی

مرد حق شو، عزت از عزی مجوی

چون ترا صد بت بود در زیر دلق

چون نمایی خویش را صوفی به خلق

ای مخنث، جامهٔ مردان مدار

خویش را زین بیش سرگردان مدار

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. حکایت مفلسی که عاشق شاه مصر شدبود اندر مصر شاهی نامدار
  2. حکایت گور کنی که عمر دراز یافتیافت مردی گورکن عمری دراز
  3. گفتار عباسه دربارهٔ نفسیک شبی عباسه گفت ای حاضران
  4. گفتگوی سالک ژنده‌پوش با پادشاهژنده‌ای پوشید، می‌شد پیر راه
  5. حکایت دو روباه که شکار خسرو شدندآن دو روبه چون به هم هم‌بر شدند
  6. حکایت غافلی که از ابلیس گله داشتغافلی شد پیش آن صاحب چله
  7. احوال مالک دینارمالک دینار را گفت آن عزیز
  8. پند دیوانه‌ای با خواجه‌ای ناسپاسخواجه‌ای می‌گفت در وقت نماز
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.