پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

خصومت دو مرقع پوش

در خصومت آمدند و در جفا

دو مرقع پوش در دار القضا

قاضی ایشان را به کنجی برد باز

گفت صوفی خوش نباشد جنگ‌ساز

جامهٔ تسلیم در بر کرده‌اید

این خصومت از چه در سر کرده‌اید

گر شما هستید اهل جنگ و کین

این لباس از سر براندازید هین

ور شما این جامه را اهل آمدید

در خصومت از سر جهل آمدید

من که قاضی‌ام نه مرد معنوی

زین مرقع شرم می‌دارم قوی

هر دو را بر فرق مقنع داشتن

به بود زین سان مرقع داشتن

چون تو نه مردی نه زن در کار عشق

کی توانی کرد حل اسرار عشق

گر به سر راه عشقی مبتلا

برفکن برگستوانی از بلا

گر بدعوی عزم این میدان کنی

سر دهی بر باد و ترک جان کنی

سر به دعوی بیش ازین مفراز تو

تا به رسوایی نمانی باز تو

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. حکایت گور کنی که عمر دراز یافتیافت مردی گورکن عمری دراز
  2. گفتار عباسه دربارهٔ نفسیک شبی عباسه گفت ای حاضران
  3. گفتگوی سالک ژنده‌پوش با پادشاهژنده‌ای پوشید، می‌شد پیر راه
  4. حکایت دو روباه که شکار خسرو شدندآن دو روبه چون به هم هم‌بر شدند
  5. حکایت غافلی که از ابلیس گله داشتغافلی شد پیش آن صاحب چله
  6. احوال مالک دینارمالک دینار را گفت آن عزیز
  7. پند دیوانه‌ای با خواجه‌ای ناسپاسخواجه‌ای می‌گفت در وقت نماز
  8. گفتار مردی پاک‌دینپاک دینی گفت مشتی حیله‌جوی
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.