پرش به محتوای اصلی
عطار عطار

عذر آوردن مرغان

حکایت دیوانه‌ای برهنه که جبه‌ای ژنده به او بخشیدند

بود آن دیوانه دل برخاسته

برهنه می‌رفت و خلق آراسته

گفت یا رب جبه‌ای ده محکمم

همچو خلقان دگر کن خرمم

هاتفش آواز داد و گفت هین

آفتاب گرم دادم درنشین

گفت یا رب تا کیم داری عذاب

جبه‌ای نبود ترا به ز آفتاب‌؟

گفت رو ده روز دیگر صبر‌کن

تا ترا یک جبه بخشم بی‌سخن

چون بشد ده روز، مرد سوخته

جبه‌ای آورد بر هم دوخته

صد هزاران پاره بر وی بیش بود

زانکه آن بخشنده بس درویش بود

مرد مجنون گفت: «ای دانای راز

ژنده‌ای بر دوختی زان روز باز

در خزانه‌ات جامه‌ها جمله بسوخت‌

کاین همه ژنده همی‌بایست دوخت‌

صد هزاران ژنده بر هم دوختی

این چنین درزی ز که آموختی‌؟‌»

کار آسان نیست با درگاه او

خاک می‌باید شدن در راه او

بس کسا کامد بدین درگه ز دور

گه بسوخت و گه فروخت از نار و نور

چون پس از عمری به مقصودی رسید

عین حسرت گشت و مقصودی ندید

ادامه‌ی عذر آوردن مرغان

  1. حکایت دیوانه‌ای که از مگس و کیک در عذاب بودبود در کنجی یکی دیوانه خوار
  2. حکایت مرد توبه شکنکرده بود آن مرد بسیاری گناه
  3. حکایت مرد بت پرستی که بت را خطاب میکرد و خدا خطابش را لبیک گفتیک شبی روح الامین در سدره بود
  4. حکایت صوفی و انگبین فروشصوفیی می‌رفت در بغداد زود
  5. حکایت موسی و قارونحق تعالی گفت قارون زار زار
  6. حکایت زاهدی خودپسند که از مرده‌ای احتراز جستچون بمرد آن مرد مفسد در گناه
  7. گفتهٔ عباسه دربارهٔ روز رستخیزگفت عباسه که روز رستخیز
  8. گم‌شدن شبلی از بغدادگم شد از بغداد شبلی چندگاه
همه‌ی عذر آوردن مرغان ←

عطار درباره‌ی عطار

فَریدالدّین ابوحامِد محمّد عطّار نِیشابوری (۵۴۰ - ۶۱۸ قمری) یکی از عارفان و شاعران ایرانی بلندنام ادبیات فارسی در پایان سدهٔ ششم و آغاز سدهٔ هفتم است. او در سال ۵۴۰ هجری برابر با ۱۱۴۶ میلادی در نیشابور زاده شد. وی یکی از پرکارترین شاعران ایرانی به شمار می‌رود و بنا به نظر عارفان در زمینهٔ عرفانی از مرتبه‌ای بالا برخورد...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.